أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

221

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

آن قوم به شمشير قضا و تير تقدير نشانه دل از ستيز گرفت و فلك بىرحم كه دندان انتقام به قصد ايشان تيز كرده بود انگشت حيرت در دندان نماند صادقهء « لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ » « 1 » مطمح نظر عبرت و نصب « 2 » العين ديدهء اعتبار گشت و نداى صداقت اداى « سبحان من تعزّز بالبقاء و قهر عباده بالموت و الفناء » « 3 » از خاك‌ريز [ 280 ] اين قلعهء خاك رسته « 4 » از اوج كرهء اثير درگذشت ، نيك و بد و اهل قبول و رد را معلوم شد كه در مقابلهء اين فرقه جرأت و جسارت غير از نقصان و خسارت نتيجه ندارد و با اين خيل پاكيزه ذيل حركت و جرارت جز تاراج و قتل و غارت فايده‌اى نيارد . مثنوى بنايى كه دارد ز آهن اساس * ز آهن‌ربا بايد او را هراس و گر قلعه‌اى سركشد تا زُحل * ز احكام عرشى پذيرد خلل ز سنگ ار بود قلعهء كوه پر * خلل يابد از تيشهء سنگ بر بنايى اگر رفعت از خاره يافت * ز سنگ قضايى كجا چاره يافت زن و مرد و اصحاب صلح و ارباب نبرد به تمام عرضه تيغ انتقام شدند و از اعلى عليّين آن قلعه در اسفل السّافلين مقام گرفتند . مردان دست از زندگى افشاندند و زنان در قيد كنيزى و بندگى درماندند . بناى آن قلعه چون بنيان آمال كوتوالش پست گرديد و در و ديوارش چون سر و سينهء آن فرقهء كينه ، شكاف و شكست ديد و حكم اين واقعهء هايله در سنهء تسع و تسعمائه [ 909 ] از قهر قهرمان نافذفرمان ، منتقم جبّار سمت اصدار يافت و از آنجا كوچ كرده عنان يكران كوه‌شكوه به جانب قلعهء فيروزكوه منصرف ساخت . و صيت جهانگيرى از بانگ شيهه و آواز صهيل آن كوه گردون‌عديل در آن سرزمين انداخت و آن مسافت را [ 281 ] به سه منزل طىّ فرموده رايت آفتاب سرايت را در حوالى قلعه برافراخت .

--> ( 1 ) . مومن ( 40 ) آيهء 16 . « در آن روز فرمانروايى از آن كيست ؟ از آن خداى يكتاى قهار » . ( 2 ) . نسخه : غضب ( 3 ) . ترجمه : پاك و منزه است آنكه با ماندگارى عزيزى يافت . و با مرگ و نيستى بر بندگانش چيره شد . ( 4 ) . نسخه : سته .